3PNOOD LOGO 3PNOOD



متن عنوان
این روزها یک دانایی محو و مه‌گرفته‌ای سراغ‌ام ... ادامه مه
هیچ کاری از دست‌ام بر نمی‌آید. فقط شما را به خدا ... ادامه پونه‌ها را سرما زده
هیچ چیز ندارم. نه یادداشت روز نه ... ادامه ...
نفس نکش، بخند، بگو سلام ِ بنی‌عامری را خیلی دوست ... ادامه بنی عامری همیشه بوی پرتقال می‌داد
من(ما) تا این حد ارزش داریم که تو(شما) خودتان را برای ... ادامه نفرین به وقتی که بهراسی
ام‌روز شاید یک وقت‌هایی‌اش خوش هم گذشته باشد. مثل ... ادامه BEE MOVIE
هر چه از نکبت دور باشم به‌تر ... ادامه
آن‌قدر آشفته‌ام این روزها که حساب ندارد. خواندن و ... ادامه اتفاقات ریز و درشت این روزها
سریال ارتش سری را یادتان می‌آید؟ مونیک و آلبر و ناتالی ... ادامه وعده‌گاه شیر بالفور
کنار تو آرووم میام پا می‌ذارم/ چراغی تو دست شبا جا ... ادامه فصل من و تو ...
تا دیروز کتاب را نخوانده بودم. دلیل مسخره‌ای داشت. ... ادامه چرا کیارستمی را دوست دارم؟
به نظرم می‌رسه که دور و برم داره خلوت می‌شه. یک جور ... ادامه خلوتی

شماره‌های هزارتو که ... ادامه

گوسپندانه‌های هزارتو

مهر شد. مهر توی خانه‌ی ما هم آمد. صبا هم ... ادامه

فکر کنم که فکر کنم به چیزی که باید فکر کنم
... ادامه

سینما هنوز میان ِاولین‌هاست برای‌ام. ... ادامه

مختصری طویل در باب یادداشت کناری

ادامه

دیزی میلر از هنری جیمز، ترجمه‌ی فرشته داوران، ... ادامه کتاب
قضیه این است که هیچ وقت از هیچ چیز راضی نیستیم. از ... ادامه

صفحه اول
دنياي مجازي چه خبر
نگاهی به مجموعه داستان سیامک گلشیری«من عاشق آدم‌های پولدارم»/ حسین جاوید/ جن و پری
هزارتو با تنهایی دوساله شد/ تبریک به میرزا پیکوفسکی و دوستان
استراتژی[یا همان راهبرد] رمان/ یونس تراکمه
داستان: تالپا اثر خوان رولفو با ترجمه‌ی احمد میرعلایی/ دیگران
داستان یک خاله‌ی بیچاره اثر هاروکی موراکامی فارسی: فرشید عطایی/ معرفی وبلاگ حلقه‌های کنفی ِ وحید پاک‌طینت
شماره‌ی جدید دیباچه
اصل این حرف‌ها درست است... اما از زبان کیست؟
داستان: نفتی اثر صادق چوبک/ دیباچه
امین قضایی دستگیر شده؟؟؟
درآمدی ساختار بر فرانی و زویی اثر سالینجر/ امیرحسین یزدان‌بد


آرشيو دنياي مجازي چه خبر
يادداشت روز
مه

این روزها یک دانایی محو و مه‌گرفته‌ای سراغ‌ام می‌آید. توی خواب و بیداری. وقتی سرم به کار دیگری است. کورسوهایی که پس‌شان نور زیادی تابانده شده و من فقط به روزنه‌های محدودی دست یافته‌ام. خیلی دیر شده...خیلی. اما باز هم با این وجود مثل کودکی با نور ِخطی این روزنه‌ها بازی می‌کنم و شاد می‌شوم. چقدر قانع‌ام.

آرشیو یادداشت روز
می خوانم شان

ارتباط با من
3pnood[AT]gmail[DOT]com
saint_trez[AT]yahoo[DOT]com
آرشيو موضوعي
سینما
کتاب‌خوانی
هذیان‌ها و دردها
داستان و قطعات
چیزهای دیگر
یادآورها
از عشق و خیلی چیزها