.
«ما برهنه شدیم و آغاز کردیم. میان من و تو وقتی برهنه نیستیم[،] همه چیز ساکن است. وقتی برهنه آغاز میکنیم، بعدا میتوانیم پوشانندهترین پوشاکمان را بپوشیم و مطمئن باشیم که جریان برقرار است و همه چیز ادامه دارد. دیگران دو اشکال دارند. آنها پوشیده آغاز میکنند، سالها پوشیده ادامه میدهند، و همین که برهنه میشوند همه چیز تمام میشود. یا این که برهنه آغاز میکنند، اما آغازی میانشان روی نمیدهد. آن وقت هرکس لباس خود را میپوشد و هر کدام به راه خود میروند.»(شب یک شب دو، بهمن فرسی،سازمان چاپ و پخش پنجاه و یک، تهران 1353 ،ص46)
.
*«من» ِ من ممکن که نه، به طور قطع با «من» ِ دیگری فرق میکند. کم کم دارم میفهمام. یعنی توی اتفاقهای دور و اطراف میبینم که تعریفاش چیست. اول میآیم و با خودم حلاجیاش میکنم که چرا از گفتن «من» ناراحت میشوم. انگار یک ریشهی تاریخی فرهنگی دارد. یک چیزی از دورترها که به من میگوید باید در «ما»یی حل شوم. که باید با سیتا مرغ همراه شوم. با تمام احترامی که به گذشتهگان و پیشینیانام میگذارم، به آرامی زمزمه میکنم«متشکرم. اما من نمیتوانم با شما به این سفر بیایم» یا چیزی در این مفهوم و مضمون. «بیخیال من شوید. راه من از بقیه جداست» مینشینم رو به روی آینه، دستی به سر تیغ زدهام میکشم(این را هزار بار گفتم، به گمانام باید هزاربار دیگر هم بگویم تا برایام مثل قضیهی آن «من» جا بیفتد) و توی آینه آنقدر خودم را«من» صدا میکنم که طنین حرف «میم» و «نون» به هم میپیچند. مثل آوازی که از ابتدا گوشخراش بود اما آن قدر که شنیدی، عادت، گوشنواز-اش کرد.
.
.
ما مخلصيم. ما كوچيكيم. ما بگيم خانم؟
اين من هيچ وقت خودش رو رو نميكنه!
آنچه انسان من مينامد چه كوچك است و چه سبك و چه بي مايه!
----
سان عزیزم
دقیقن برعکس است. یعنی باید عادت کنی من را بزرگاش کنی. و سنگین و بسیار پرمایه. ما همه از «من» میترسیم.
نخستين فستيوال بين المللي شعر صلح؛ باحضور شاعران جهان؛ چهارشنبه ساعت پنج بعد ازظهر؛ خانه ي هنرمندان؛ سالن ناصري.
از ما و من حذر کن در خویشتن سفر کن
مانند جویباری بر قلب کوهساری
باید رسیده باشی من را ندیده باشی
از خود مکن کناره از خود مکن کناره
وقتی شدی روانه بر قلب بیکرانه
باید که راه باشی هرسو پناه باشی
باید که مرد گردی پیوسته درد گردی
-----------------------------------------
خلاصه ای همین حرفا
:)
man ham ba to movafegham, love nilofar
نمي تونم...نمي تونم...نمي تونم...نمي تونم...نمي تونم...
هيچي نمي تونم بنويسم ,هیچی به ذهنم نمیرسه...مدتي دچار قبض شدم......
دوست عزیز! با جلو آینه نشستن و من را فریاد کشیدن نمیتوان به من به مفهوم مدرنش رسید. داشتن هویت فردی که من را از مایِ قبیله ای که هویت کاذب جمعی است, جدا می کند نیاز به پروسه ای اجتماعی دارد که حقوق مدنی فرد را در جامعه ممکن می سازد. نگاهی به جامعه یِ ایران کافیست که دردناک و طولانی بودن پروسه ی هویت یابی فردی را نشان می دهد.
میدانید آقای محمود، من، همین من، مدتهاست دیگر به پروسهی اجتماعی و جامعهای که دارم تویش زندگی میکنم فکر نمیکنم. ناسیونالیسم را از خودم دور کردم، اگر بتوانم یک روزی با نوستالژیهایم هم یک کاری بکنم قضیه حل میشود. بیش از این نمیتوانم منتظر این پروسهی اجتماعی که میفرمایید بمانم. ضمن اینکه گفتم گمان نکنم دیگر علاقهای به سیمرغ و سفر عارفانهشان داشته باشم...و میپذیرم که ممکن است ده سال دیگر راهی که رفتم را برگردم، ممکن است. همین شیوه مرا مطلقنگر بار نمیاورد. اوضاع و روزگار را چه دیدید شاید هم برگشتم. اما میدانم که دستام پر از تجربه میشود.
ممنون از شما
در تو در توي هجمه آينه ها
من هزار تكه ام را ميشمارم
و پس از هر شمارش
باز به صفر ميرسم
روزي كه خواستم وبلاگ نوشتن رو شروع كنم برايم يه وبلاگ باز كرديد و نوشتيد
گاهی آدم نمیدونه برای چی يه کارايی رو انجام میده٬ گاهی ادم به خودش میگه : مگه کم دردسر داری؟ چرا برای خودت دنبال دردسر تازه میگردی؟ گاهی ادم فکر میکنه کاش گير دوستای ناباب نمیافتاد! گاهی آدم می خواد تنها باشه. من می رم که تنها باشی و سبک بشی مثل يک پر و با نسيم اين طرف و اونطرف بری...
اونروزا بخاطر جوي كه پيش اومده بود نشد ازتون تشكر كنم زمان گاهي خيلي چيزا رو حل ميكنه . بابت اونروزا هميشه ممنونم چه بد چه خوب !
----
سپینود: خواهش میکنم دوست عزیز.
سلام دوست عزيز
مطالبتون رو خوندم
موضوعاتي رو كه شما براي نوشتن انتخاب مي كنين بكر هستن و نشاني از خلاقيت شما هستن . اما دوست عزيز :
شما كه در نوشتن دستي در آتش دارين بايد سعي كنين كه روان بنويسين
نوشته هاتون من رو گيج مي كرد نمي دونم چرا
شايد اين حس فقط مربوط به من باشه شايد هم نه ؟
البته
فهميدن اين موضوع به عهده خود شماست
به هر حال براتون بهترين ها رو آرزو مي كنم
8XgfWl wrorzkttsmrp, [url=http://mnjlhpahmbod.com/]mnjlhpahmbod[/url], [link=http://zegxojvcqbyc.com/]zegxojvcqbyc[/link], http://crdqlvvljukf.com/
1eyQ68 lhtdgpucxkst, [url=http://qscqpizlvbot.com/]qscqpizlvbot[/url], [link=http://quzgsqfkqtml.com/]quzgsqfkqtml[/link], http://mefnvbnwxkry.com/