March 11, 2007

يكشنبه, 20 اسفند 1385

we livin' on a prayer!

این تیتر رو وقتی دیروز داشتم همین آهنگِ جون بون جوی رو توی ماشین با صدای بلند می‌خوندم به فکرم رسید برای یه پستی توی این وبلاگ بذارم. شانس‌م گفت حالا.
زبون محاوره رو دارین. عشق است!

عارضم به حضورتون آبجی پونه‌مون پریروزا یک کوته پیام داد که فیل.تری. بعد امروز عصر یه رفیقی زنگید که فیل.تری. بعد هم یه سری به آمارگیره زدیم دیدیم بعله پرچمای رنگ و وارنگ بین‌الملل هستن همه و اما از پرچم نازنین وطن خبری نیست و یه تک و توکی می‌پلکن. ما هم گفتیم عدو شود سبب خیر! ما که کندیم از این دنیای نکبتی، بدنام شدیم. بایکوت شدیم. بز شدیم. خلاصه اینم روش. بعدش یه چن وختی که فکر کردم دیدم ای دل غافل حسین جاوید هم که همین چندی پیش فیلتر شده بود! قضیه چیه؟ من و حسین جاوید و خیلی‌های دیگه آگاهانه وارد سیاست نمی‌شیم. من که حتا ترسیدم این آخرا از آبجی‌های خودم دقاع کنم. از وقتی بابت یک پرونده‌ی غیرسیاسی و خیلی مادرانه‌ی درام‌انگیز ِ مرتبط با وبلاگستان، من رو بردن آگاهی و کل مطالب‌مو گذاشتن جلوی چشمام از جمله بعضی پتیشن‌ها و ... ما گفتیم به جون خودمون و دخترمون رحم کنیم و دیگه چیزی غیر از ادبیات نگیم و فکر هم نکنیم. اگرم گفتن چرا ادبیات؟ بگیم آقامون یوسا گفتن که ... القصه اینی هم که دارم می‌نویسم کاملن(ببخشید کاملا) آن‌لاین(برخط!) ه و من از امروز از یه آدم منفعل به یه انسان ذی شعور فعال تبدیل می‌شم و هی از س ... و سیاست می‌گم. چطوره؟ راست‌‌ش این جوری هم کلی بازدیدکننده پیدا می‌کنم هم معروف می‌شم. از اپوزوسیون گرفته تا جوونای موس به دست هی به‌م لینک می‌دن. محبوب هم می‌شم. هم این عقده‌ای کم‌شهرت‌بینی، و هم مشکل کم‌جنجال‌سازی همه رفع‌ می‌شه.

اصلا می‌دونین چیه این اسم منم که رابه‌راه ایمیل می‌زدید و معنی‌شو می‌پرسید هم مستعار بوده تا حالا و اسم من بز(رگ)ه. خوشوقتم. از حالا به بعد هم نه در اعتراض به فیلترینگ این سایت نه فکر بد نکنین؛ دیگه پولشو نمی‌دم تا هاست و دومین از بین بره بعدشم با اسم واقعی خودم، بز، یه وبلاگ توی یکی از این سرویس‌دهنده‌های ایرونی باز می‌کنم و تا می‌تونم خبرای مربوط به سلبرتی‌ها رو می‌دم. پاریس هیلتون و جسیکا سیمپسون و دعواهای هیلاری داف و بچه‌های آداپت شده و نشده‌ی آنجلینا و برد پیت. یه حالی ببریم که نگو!

فقط یادتون نره که به من بلینکین.
بای


اینو بعدش یادم اومدکه بنویسم: از اون‌جا که خراب رفاقتم، این بلاگ رولینگو صاف می برم همون جا دیگه برا دوستان که استفاده کنن. یادتون نره بیاین برام کامنت دروکنین.

سپینود | March 11, 2007 10:57 PM
Comments

من که راحت اومدم و فیلتر هم بود

Posted by: همشهری کاوه at March 12, 2007 03:21 AM

راستی داستان قبلی ت هم منو یاد دو دنیای گلی ترقی انداخت ..... شما با هم هم محل بودید یه جورایی؟

Posted by: همشهری کاوه at March 12, 2007 03:22 AM

تو رو كه رو عقده ی معروف شدن کشت. کی گفته وبلاگت فيلتره؟ سپنتا و مروا که خودشون آخر فيلتر کنن وبلاگت رو نشون می دن. به جای این شامورتی بازی ها بهتره از راه دیگه ای خودتو سر زبونا بندازي زنيکه ی {...}کلک. همون روش قبليت {...}خيلي بهتره زودترم معروف مي شي.
---
لغات نامناسب حذف شد.

Posted by: مپینود at March 12, 2007 01:29 PM

سپينود ديدي لو رفتيم...فهميدن ماجراي فيلتر شدنت الكي بوده....ضايع شديم رفت

Posted by: پونه بريراني at March 12, 2007 03:17 PM

آه من مي خواستم يه چيزي راجع به فيلتر و اينا بنويسم ولي اين زبون محاوره ات اونقده باحاله كه فقط مي تونم زبون محاوره رو دارم. عشق است!

Posted by: Keep Talking at March 18, 2007 11:54 AM
Post a comment









Remember personal info?