سرازیر میشوم از ارغوان
به یاد ب. نوریان و کوچهی گل اول
دارند میآیند.صدای پوتینهاشان پشت سرم است. رکاب از زیر پایم درمیرود. باز زنجیر پاره کردم. آن قدر با پاهایم به زمین ضربه میزنم که پوستِ نوکِ انگشت پایم که توی دم پایی ِلاانگشتی است، میرود. باید برسم سر ِ کوچهْ ارغوان، تا سرازیری بشود. خیلی نامردی بود که لیلا و سپیده را فراموش کردم. آنها خبرم کرده بودند. هنوز ایستاده بودند گوشهی دیوار و سرک میکشیدند. یادم هست پای لیلا را که به آن یکی پایش میمالید و از پشت سپیده را هل میداد. نه! این آخرین چیزی نبود که دیدم. دختر موکوتاه بود. از در خانهی سیمانی سبز بیرون آوردندش. روی صورتش کبودی ِ جای سیلی. کشان کشان میبردندش. اما به کمرش قوس داده بود و سینههای خوش ترکیباش بیرون زده بود تا خم نشود. میخندید. آن قدر که قنداق تفنگ کوبیده شد پشت گردناش و من جیغ زدم.
حالا سرازیر شدم از ارغوان. مثل هر روز ِظهرهای تابستان. با پاهای برهنه. تف زده. حسرتناکِ یک کاسه. این بار توی کاسه را نگاه کنم بلکه گرداگردِ نقش صورتش را، رنگ چشماناش را، ببینم. اهل محل مرا یادشان نیست. چرا یادشان باشد. فکر میکنند دیوانهام. دیوانهای که بیآزار است. و تا آزارش نیاید بر او حرجی نیست. گیرم مرا یادشان نباشد. آن روز و سوت سربی گلولهها را که یادشان هست. دامن قرمز مرا که درز باز کرد، یادشان نیست، آن خانه با نمای سیمان سبز تگریاش که هنوز جا به جا ریز و درشت منفذ دارد، جلوی چشمشان است.
حالا سرازیر شدم از ارغوان. نفس راحتی میکشم. کوچه ارغوان پر از درخت است و شمشاد. تازه میتوانم پشت آنها هم قایم شوم. کمی جلوتر هم تخته-حلقهی بچههای کوچه پرستو است. آن جا را خوب میشناسم. چقدر پای درخت به دوچرخهام تکیه میدادم و بازیشان را نگاه میکردم. همین دختر موکوتاه هم بود. همیشه با آن پسر قد بلند که توی چانهاش یک گودی قشنگ دارد، یک تیم میشدند و تیغی میزدند. چقدر میخواستم بروم و انگشتم را فرو کنم توی گودی چانهاش. دختر موکوتاه لابد این کار را میکرد. یک شب حتا خواب پسر چانه گود را دیدم. نمیدانم چرا رفته بودم درخانهشان. اهل محل بهشان میگفتند لاتهای کوچه پرستو. من یک بار توپشان را که آمده بود تا جلوی چرخ دو چرخهام، دادم به پسر چانه گود. آفتاب پشتاش بود نتوانستم صورتش را خوب ببینم. اما انگار خندید و گفت «مرسی خانوم خوشگله» شاید هم نگفت و من دلم میخواست بگوید. جَلدی دختر موکوتاه را سُک زدم. لعنتی حواساش نبود. حواسم نیست و باز میخواهم رکاب بزنم. چند روز است که زنجیر دوچرخهام بند نمیشود روی ریلاش. چندتا دندهاش شکستهاند. باید ببرم میدان اختیاریه درستاش کنم. هوا خیلی گرم است. خون دماغ میشوم و مادرم نمیگذارد ظهرها بروم توی کوچه. عصرها هم آن قدر با بچهها گرم بازی میشویم که دلم کنده نمیشود. گاهی هم بچههای کوچه پرستو مسابقه دارند و من به خاطر عشقم، پسر چانه گود، نمیتوانم بروم. لیلا دائم خرابکاری میکند. پسر چانه گود را که میبیند از دور به من علامتهای تابلو میدهد. مدام اسمام را بلند بلند صدا میکند. میگوید «بذار لااقل بفهمه اسمت چیه. خره!» توی سرش میزنم و روی دوچرخهام ایستاده تک چرخ میزنم و سریع می روم تا موهای بلند و سیاهم را باد ببرد. خیلی خوشم میآید وقتی باد توی صورتم میخورد و چشمهایم را میبندم و تلق... باز رکاب در میرود. هوا گرم است. آن قدر که عرق روی پیشانیم مثل یک نوار میآید و میرود از روی گونهام پایین. زبانم را در میآورم تا بگیرماش. نکند بمیرد. توی فیلمها گاهی وقتها آدمها با همین ضربهها میمیرند. حالا این یکی هم که دختر است و ظریف است و موهایش هم کوتاه است و ... چه ربطی دارد. گرم است انگار تب دارم و هذیان میگویم. فقط لیلا و سپیده میدانند که دختر موکوتاه حالا مرده یا نه. من هم دیگر نمیتوانم برگردم. دلم یخمک میخواهد. از آن پرتقالیهاش. زنجانی هم لابد حالا بسته است. میترسم دنبالم باشند. اگر مرا بگیرند و توی سرم بزنند حتمن خون دماغ میشوم. آن وقت لیلا و سپیده به مادرم میگویند. باید یک گوشه قایم بشوم. از دوچرخهام پیاده که نه، پرت میشوم. درز دامن قرمز رنگم باز میشود. آن قدر باز که باید گوشهاش را بگیرم تا شورتم پیدا نباشد. یک چیزی تویم دارد میترکد. اینجا خانهای پسر چانه گود است. در خانهشان تو رفته است. خیلی تو رفته. مثل یک راهرو. میروم توی آن راهرو. بوی عرق خودم را میفهمم. شبیه بوی پیاز داغ است. رویم نمیشود در بزنم. همانجا مینشینم روی زمین. دیگر نمیتوانم جلوی خودم را بگیرم. همین میشود که میگویند دخترها گریهای هستند. سبک نمیشوم. دهانم خشک شده. اشکهایم با عرق پیشانی وحالا با خون دماغم قاتی شده. توی حفرهای که سرم را روی زانویم گذاشتم بوی من میآید. در که باز میشود، سرم را بالا نمیکنم. فقط میگویم. «گرفتناش»«به خدا خودم دیدم که گرفتناش. زدن توی سرش. شاید مرده باشه.»«به قرآن مجید من خوشحال نشدم. اصلن همش گریهام میآد» باز هم خورشید پشت صورتاش بود. آقاجون هم همیشه توی کاسه آب میخورد. اما اینی که پسر چانه گود به من داد انگار آب نبود. یخمک هم نبود. شیرینی ِ یک مزهای بود میان طعم خون و اشک و عرق.
حالا هر روز سرازیر میشوم از ارغوان با همان دامن قرمز. سپیده و خانوادهاش از آن محل رفتهاند دیگر. اما لیلا را یک روز دیدم. دست کوچک پسرکی را گرفته بود که چانهی گود رفتهای داشت. خندیدم و دوان رفتم طرفاش. دست پسرک را کشید و پاتند کرد و پیچید توی کوچهی پرستو. خانهی سیمانی سبز با سوراخهایش هنوز همان است اما باقی ِخانهها دیگر همانها نیستند و آدمها هم. تابستانها عرق هم کنی کسی نیست که کاسهی آبی، برف-آبی خنک دستات بدهد، چه رسد به آن پسر قد بلند چانه گود که همیشه پشت به آفتاب، هیچ وقت به صرافت دیدن رنگ چشمهایش نیافتادم.
سپینود
سهشنبه 15اسپند 85 نوشته شد.
مرتبط: حکایت در باب پنجم؛ عشق و جوانی، گلستان سعدی، «یاد دارم که در ایام جوانی گذر داشتم به کویی و نظر به رویی...»
.
.
.
SALAM
matalebetan ra dasto pa shekaste payno bala kardam
nokat ra khili khob rayat kardehid
khili dost dashtam az nazarate shoma dar pishborde dast neveshtehaye por az khataye khodam komak begiram
ashkan419.blogfa.com
خوندم. خوب بود. و فعلن همين.
حكايت ساده اي بود....خيلي خوشم اومد...قشنگ بود!
فکر کنم لازم نباشه بگم چقدر لذت بردم. همینطوری انلاین خوندم . دستم هم زیر چونهام بود. نفهمیدم چی شد و تموم شد.
فقط یک جاییش ناراحتم کرد. اونم یک هو گفتن آقاجون بود. آدم یاد این سریال مزخرف زیرتیغ میافته که هی دختره اقاجون آقاجون می کنه درضمن توی داستان هم بیرون می زنه. یعنی ربطی نداره.
سلام. اگه فرصت کردین!...
ریتم کشنده ای داشت . بدون توقف تا تهش خوندم . الانم می خوام یه بار دیگه بخونمش .
يكي از اين خونه ها هم توي محل ما بود. باهمان سوراخ سوراخها و جاي يك نارنجك جلوي در. يكي از همون پسرهاي چانه گود و دختر سواردوچرخه و كوچه پر از چنار و پر از هياهوي بچه ها و ...
sex porn dildo lesbian [url=http://hardcore.igek.info/sm.html#1106285973]sex porn dildo lesbian[/url] http://hardcore.igek.info/sm.html 690859533
http://www.virb.com/clickhere/blog/804388 my blog [url=http://www.virb.com/clickhere/blog/804388]my blog[/url]
http://www.youtube.com/watch?v=LtcTet0ChQs WATCH NOW - preteen, nude preteen models, nude lolitas! [url=http://www.youtube.com/watch?v=LtcTet0ChQs]WATCH NOW - preteen, nude preteen models, nude lolitas![/url]
http://www.youtube.com/watch?v=fJBFXuJyT4o WATCH NOW - pre teen model, child porn, illegal immigration! [url=http://www.youtube.com/watch?v=fJBFXuJyT4o]WATCH NOW - pre teen model, child porn, illegal immigration![/url]
http://www.youtube.com/watch?v=jJ4LgVXx7do WATCH NOW - illegal, naked children, preteen nudist! [url=http://www.youtube.com/watch?v=jJ4LgVXx7do]WATCH NOW - illegal, naked children, preteen nudist![/url]
http://www.youtube.com/watch?v=CiOORYn__nA WATCH NOW - preteen lolita, preteen nude, ls magazine! [url=http://www.youtube.com/watch?v=CiOORYn__nA]WATCH NOW - preteen lolita, preteen nude, ls magazine![/url]
http://www.youtube.com/watch?v=mKFDk3ialU8 WATCH NOW - pre teen model websites, preteen girls, underage models! [url=http://www.youtube.com/watch?v=mKFDk3ialU8]WATCH NOW - pre teen model websites, preteen girls, underage models![/url]
http://www.youtube.com/watch?v=iKQfwdCDWvY WATCH NOW - underage porn, nude preteens, nymphet! [url=http://www.youtube.com/watch?v=iKQfwdCDWvY]WATCH NOW - underage porn, nude preteens, nymphet![/url]
http://www.youtube.com/watch?v=A7KXbK06ntw WATCH NOW - preteen nudists, lolitas, russian lolita! [url=http://www.youtube.com/watch?v=A7KXbK06ntw]WATCH NOW - preteen nudists, lolitas, russian lolita![/url]
http://www.youtube.com/watch?v=LLa3jSuoAGo WATCH NOW - pre teens have sex, underage girls, child models! [url=http://www.youtube.com/watch?v=LLa3jSuoAGo]WATCH NOW - pre teens have sex, underage girls, child models![/url]
http://www.youtube.com/watch?v=3v_qy0OOj-g WATCH NOW - preteen incest, underage sex, preteen panties! [url=http://www.youtube.com/watch?v=3v_qy0OOj-g]WATCH NOW - preteen incest, underage sex, preteen panties![/url]
http://www.youtube.com/watch?v=CBbHP3uHheI WATCH NOW - preteen girl, underage nudity, child super models! [url=http://www.youtube.com/watch?v=CBbHP3uHheI]WATCH NOW - preteen girl, underage nudity, child super models![/url]
[URL=http://fvluggpm.com]diubabyv[/URL] rnjodzoy jrxzpbws http://dpcpmtda.com uuqbzmub mbkmtpgp
If you don't know where you are going, you will probably end up somewhere else.
No one gossips about other people's secret virtues.
All God does is watch us and kill us when we get boring. We must never, ever be boring.
Play: Work that you enjoy doing for nothing.
One of the lessons of history is that nothing is often a good thing to do and always a clever thing to say.
They are ill discoverers that think there is no land, when they can see nothing but sea.
ornzkymp [URL=http://wvrdcnne.com]lrovxhph[/URL] giaejbtn http://svrdqwxi.com yuscpgjk wzwppqwg