نه دیگر نمیتوانم تبنامه بنویسم. یعنی نمیشود. چون یک هو عمران صلاحی میمیرد. چون داستانها به هم گره میخورند. چون سینما پارادیزو میآید دم خانهمان و تب...تب...تب.
تب، تب، تب، تب، تب،...توی همین حال. هنر امر متعالی مبتذل، اسلاوی ژیژک بررسی بزرگراه گمشدهی لینچ. یک روز باید، باید، باید، تب، باید، تب، باید معمای لینچ حل شود، حل کنم. دستکم برای خودم. تکلیفم. روشنایی. حضرات. آدمها. آی آدمها...
حرفهای همه توی سرم میچرخد. همیشه آدمها کارهایی که میکنند دلیل دارد. همیشه یک سرش یک جایی برمیگردد به منفعت خودشان. آه که من از دو رنگی بیزارم.
اعتراض پا میخواهد رفیق. دیدن همهی کژیها هم برای همه راحت است. این چیزهایی که تو میگویی که بار اول نیست برادر من، خواهر من(عق...از این لفظ متنفرم...یاد روزهای اول انقلاب که همه یک برادر و خواهر توی ماتحت هم فرو میکردند.) میدانی فرق اول انقلاب با حالا چیست؟ آن وقت همه معترض بودندو بعد همه مهربان شدند و بعد همه خط کشیدند میان خوب و بد و میان آدمها.
حیف که مریضم! تب ... و توی این حالت دوست دارم بروم سر داستانم. اما قبل از رفتن، یک چیز دیگر...توی آینه نگاه کن و بپرس از خودت فلان کاری که کردم یا فلان حرفی که زدم...واقعن برای چی بوده؟ آن متن داغ دل مرا هم تازه کرد. من نوشته بودمش...آره. چه حس و حالی بود. اگر خرداد 76 هم این وبلاگ لامسب بود، خیلی چیزهای دیگر داشتم که تویاش بگذارم. مثل یک نامه. مثل خاطرهی اولین رای، مثل اولین باری که پایم را توی صحن نماز جمعه گذاشتم! مسخره است. بعضی چیزها تا نوشته نشوند انگار فایده ندارند.
یک حرف هم با تو دارم، از میان روزنها، تو مرا به شدت به یاد جانی دپهای تیم برتن میاندازی. حتا آن یکی که در corpse bride بود. کم حرفی و سکوتهات و تن صدا.
نمیدانم برای این چرت و پرتها که گفتم، اول صبحی تبدار، با HIM و گیتار جادوییاش که تبدارترت میکند، که ملتهب میشوی، ... محکومم میکنید یا نه اما من کَت بسته همه چیز را قبول میکنم..
براي تغييرات آب و هوا ست.
چرا مواظب نيستين پس؟ همه ي دنيا دارن سرما مي خورن، تب مي كنن.
حرف های همه توی سرم می چرخد.همیشه ادم ها کار هایی که می کنند دلیل دارد.همیشه یک سرش یک جایی بر می گردد به منفعت خودشان.آه که من از دو رنگی بیزارم...
وقتی تب داری انگار بهتر هم می نویسی ..این جمله خیلی سلیس و روان بود ...سلیس و روان...بدون واژه پردازی بی خودی که حالاها مد شد برای همه...
اگر تب مي خواهي يا تب دار تر را بگذار
برو سراغ رومن پولانسكي ، مخصوصاَ bitter moon
اين خوبه كه تب داري چرا كه بيشتر آدم ها سرطان دارن كه هر روز هم وخيم تر ميشه!
سرطان اون هم از نوع مغزي. مغزها بوي روغن كله پزي ها رو گرفته
راستي هیم رو منم دوست دارم اما بعضی کار هاشو
به خصوص اون آهنگ که اگه اشتباه نکنم اسمش :عزیزم تو به بهشت نمی روی بود.
جدی همه وقتی تب دارن میرن سراغ لینچ ؟
مرسیییییییییی .... به گمانم از انگ عقب افتادگی نجاتم دادی !
مخمل آبی ..... بزرگراه گم شده .... جدی شاید عقب افتاده ام ، نمیدونم !
ولی این روزا همه مخ درد دارن ! ( تو منصفی که میگی تب )
امان از تب! امان از تب که شیر را موش میکند و روز را شب.
امیدوارم به زودی تب فروکش کند و اجازه دهد کمی روشنتر ببینی. و مطلبهای خوب و زیبای همیشگی ات را بخوانیم.
سپينود، مرسی. بابت لينك و کمکت. من هم اميدوارم به قضايا.
ممنون...بابت همه چيز!
Experiences of a great body of water is desired. black and white framed watercolor prints wholesale prints [url=http://angelfire.com/planet/johny-blog/wholesale-prints.htm#wholesale+prints]wholesale prints[/url] black and white framed art [url=http://angelfire.com/planet/johny-blog/black-and-white-framed-art.htm#black+and+white+framed+art]black and white framed art[/url] black and white framed pictures
That is not clear for me completely.Anyway thanks for your thoughts.
Regards.