June 11, 2006

يكشنبه, 21 خرداد 1385

همین دیگر و همین یعنی خیلی

آزموده را آزمودن خطاست.
آن‌ هم چه آزموده‌ای! یادم هست جامی که در کره و ژاپن به شکل مشترک برگزار شد و با افتضاحات داوری که به ویژه در حق ایتالیا و اسپانیا دیدم، تصمیم گرفتم که عطای دیدن مسابقات را به لقایش ببخشم. حالا هم این طور تصمیم گرفتم چرا که:
تیمی که:

*دروازه‌بان‌اش بچه‌گانه‌ترین و احمقانه‌ترین اشتباهات را، هنوز، انجام می‌دهد.
*مربی‌اش دیرهنگام‌ترین و بدترین و محافظه‌کارانه‌ترین تصمیم‌ها را می‌گیرد.
*در آن، پیرمردی(!) بی‌مصرف و فربه خود را دست و پاگیر بقیه‌ی مهاجمان‌اش می‌کند و جالب که نام‌اش کاپیتان(!) است و قاعدتن باید شعور داشته باشد و ندارد وگرنه خود را زیدان‌وار بازنشسته می‌کرد.
*برطبق یکی از خصوصیات مردم کشورش که اعتقاد دارند؛ ما کار خودمونو کردیم گوربابای بقیه، و بقیه‌اش با دیگران است و به‌مان ربطی ندارد، مدام پاس‌ها و سانترهای بی‌هدف روی دروازه بفرستند و شانه بالا بیاندازند.
*بازیکنان‌اش و مربیان‌اش ارزش دقایق و لحظات را نفهمند.
*تازه در حین بازی‌های اصلی بخواهند تجربه کسب کنند.
*فکر کنند مثل چند سال پیش امداد غیبی به دادشان می‌رسد و به جای دانش و علم فوتبال، به متافیزیک و از آن بدتر، خرافات، چنگ بزنند.
*حتا نتوانست از ناداوری‌ای که به نفع خودش بود، استفاده کند!
*آقای گل لیگ سراسری‌اش حتا در ترکیب سه ذخیره‌ی اول نباشد چه رسد به خط حمله و ترکیب اصلی.

و هزاران دلیل دیگر...،
لیاقت بودن و بردن در جام جهانی را ندارد که؛ عِرض خود می‌بَرد و زحمت ما می‌دارد.
تا این زمان که ده دقیقه از پایان بازی می‌گذرد، مصمم شده‌ام که باز هم همان ایتالیا و آرژانتین را به نام محبوب‌ترین تیم‌هایم انتخاب کنم.

آدیوس ای جام جهانی.

پ.ن. حیف امیر حاج‌رضایی که باید کارشناسی ِ یک چنین فوتبالی را کند.


سپینود | June 11, 2006 09:45 PM
Comments

همه حرفا درست / آخه تیمی که یک نیمه عالی بازی می کنه ، چرا باید بره تو لاک دفاعی ؟ / تیمی که مدام داره زیر توپ می زنه ، چطوری می خواد مهاجم ش رو تغذیه کنه ؟ / برانکو مگه کوره ؟ چرا با اضافه کردن مهاجم یا هافبک فشار حمله های مکزیک رو کم نکرد ؟ / چرا کعبی رو چسبوند به دفاع ؟!!! / آخ خ خ خ همه چی تموم شد / هیچی به هیچی / به همین راحتی / من که نمی خواستم همین بازیم نگاه کنم با جو گرفتم / گندتون بزنن بی غیرتا که تو زمین را می رین به جا دوییدن و حمله کردن / علی کریمی ناز نازی به خاطر اینکه مسدومیتش جدی نشه که بتونه تو بایرن بازی کنه و پول پارو کنه ، زرتی کشید بیرون / هوه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه

Posted by: محمد at June 12, 2006 12:36 AM

به همه ي اينها بايد اضافه كرد ملتي رو كه يكي از ديگري كارشناس تر و پر مدعا تر هستند.
آدم واقعا تاسف ميخوره كه چرا با وجود اين همه كارشناس خبره و عاشق و درجه يك، بايد برن از خارجه مربي كافر بيارن.
رئيس جمهور محترم خودمون كه هست. يكي از اين حاجيه خانم هاي كارشناس- ترجيحا داستان نويس و روشنفكر- رو بذارن ور دستش به كمك آقامون مي تونيم قهرموني رو هم واسه ملت ارمغون بياريم.
.

پ.ن: اما اينكه آدم هم طرفدار ايتاليا باشه و هم آرژانتين به قول سيد عليه الرحمه " خيليه"!!

Posted by: hamed at June 12, 2006 02:49 AM

یه جوری نوشتی که انگار منتظر بودی هم‌چین اتفاقی بیفته، هرچند که خیلی از حرفاتو قبول دارم. و یه چیز دیگه: انگلیس!

Posted by: تیگلاط at June 12, 2006 08:05 AM

مسئله اینه که ما الترا ناسیونالیست هستیم !!! چشم به روی اشتباهات دروازه بان و مدافع و کاپیتان و مربی می بندیم و به بقیه دل خوش میکنیم و میگیم چه ببری چه ببازی ایران... آره خلاصه ! بعد هم آخه ایتالیا هم شد تیم ؟؟؟!!!!!

Posted by: محیا at June 12, 2006 11:54 AM

به شدت به شدت به شدت موافقم . خدا رحم كرد باختيم وگرنه امروز خيلي ها باز پاي امداد غيبي را وسط مي كشيدند و برد را به نفع خودشان تمام ميكردند . ويوا آرژانتين .ويوا پرتقال.ويوا ايتاليا.حتي بازي ايران و پرتقال را طرفدار پرتقال هستم.گور باباي عرق ملي .ويوا لوييس فيگو.

Posted by: ساحل افتاده at June 12, 2006 11:59 AM

گرفتم چی شد ...منکه از اول گفتم اگه این کمبوجیه زبون بسته رو تو تیم راه میدادن الان از برزیل و ایتالیا هم جلو افتاده بودیم ... ویوا برزیل !

Posted by: محیا at June 12, 2006 01:01 PM

همه اش اشتباهات فردي دروازه بان و مدافعان بود. انگار اين تيم فقط بلده يه نيمه خوب بازي كنه.
چه خوب! منم هميشه طرفدار آرژانتين و ايتاليا بودم.

Posted by: ری را at June 12, 2006 01:26 PM

عشق ایتالیا بیا ببین چی برات نوشتم !

Posted by: محیا at June 12, 2006 01:33 PM

بابا یکی بیاد این وسط به این دکتر ساحل افتاده گوساله بگه پرتقال رو می خورن تشويق نميكنن! تو چطور دکتری هستی که که املای پرتغال رو نمیدونی آخه دكتر اسپيلبرگ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟جاي خيلي به شدت موافقت كردن برو يه كتاب اول دبستان بيگير يوخده املا ياد بيگير
-------
دوست عزیز
توهین نکنید این یک
دو هم این که اگر کمی به اطلاعات‌تان بیفزایید می‌دانید که هنگام نوشتن اسامی خاص چه در انگلیسی و هر زبان دیگری در املای اسامی دست باز است. ضمن این‌که پارسی شده‌ی پرتغال، همان پرتقال است. مثل توفان که پارسی ِ طوفان است و تهران و طهران و باتری و باطری و ...

فعلن ام‌شب بازی ایتالیا را عشق است. ادبیات تعطیل به مدت یک ماه!

Posted by: من at June 12, 2006 04:39 PM

خب، راست ش من خدا را خيلي شكر كردم كه بيشتر از اين گل نخورديم. فكر كنم بازيكن هاي مكزيك دروازه بان ما رو خوب شناسايي نكرده بودن، وگرنه مي فهميدن فقط كافيه توپ رو بزنن توي چهارچوب. همين كه گفتم. بايد خدا رو شكر كنيم كه با وجود اين دروازه بان بيشتر از اين ها گل نخورديم. ( و يه چيز ديگه اين كه از تيم استقلال، قهرمان ليگ، يه بازيكن يك دقيقه هم بازي نكرد، اما از تيم فولاد كه نمي دونم، هشتم نهم ليگ شد، دو تا بازيكن تو تركيب اصلي بودن. )

Posted by: mehdi at June 12, 2006 05:09 PM

Viva Argentina

Posted by: mehdi at June 12, 2006 05:13 PM

سلام
خسته نباشين. شايد بي ربط باشه به موضوع
اما لينك داستان من اين جاست. خوشحال مي شم اگه بخونين.
http://www.ghabil.com/sresults.aspx?categ=1&st=
http://www.ghabil.com/article.aspx?id=577

Posted by: سعید at June 12, 2006 06:16 PM

با انتخابات شديد موافقم ....
بين اين دو تا هم فقط ايتاليا .... فقط اگه امسال اين مسخره بازي هاي دادگاهي بگذارد تيم درست بازي كند

Posted by: همشهري كاوه at June 12, 2006 06:38 PM

من اين حرفا رو قبول ندارم. يعني بيشترشو. اونا يه نيمه خوب بازي كردن. مشكل تيم ما كم تجربه بودنه. به تعداد بازيهاي ملي بازيكناي جوون نگاه كنين. ما حتي يه بازيكن داريم كه فقط يه بازي ملي بيشتر انجام نداده. اون بيچاره ها تحت فشارن. قشنگ معلومه كه اعصابشون خورده . ولي به هر حال نشون دادن كه مي تونن خوب بازي كنن و اي بازي رو به راحتي مي تونستن مساوي كنن. ب يانصافيه كه اينقدر بد و بيراه بگيم. بايد از گذشته درس گرفت. غر زدن بي فايدست.

----
خانوم شانتاژ نکنید. من کی بد و بی‌راه گفتم جانم؟!
حالا غر زدن یک چیزی.

Posted by: ساناز at June 12, 2006 09:10 PM

radiohaye mahalie kharej az keshvar, hame inharo kari siasi talaghi mikonan va migan hamash zire sare in kharejihast, ke 1) mikhan nejadparasthaye almani ke akhiran az raiisjomhore iran khosheshoon oomade ziadi dom darnayaran, 2) jvaoonhaye irooni too iran narizan biroon o tazahorat konan, ta che had sehhat dare nemidoonam, amma fotboll ham badbakhtane kheli vaghte dige ye bazi nist va tabdil shode be siasat,

Posted by: Me at June 12, 2006 11:47 PM

من و کوفی عنان در مورد فوتبال نظر دیگه‌ای داریم. لطفن به وبلاگ زیر اگه تا بحال کارت قرمز دریافت نکرده باشه مراجعه بفرمائید.

Posted by: shahram at June 13, 2006 12:18 PM

سپينود الان فردوسي پور گفت: بچه ها خيلي روحيه شون خوب شده..خدا به داد پرتغال...پرتقال...Portugal...بورتگال...برسد.

Posted by: شميده at June 13, 2006 08:25 PM

فکر کنم تا وقتی آدمهایی مثل شما هنوز وجود دارد . ما به سخی می توانیم امید وار باشیم که همچنان صداقتی در این مملکت باقی مانده . و بايد بگويم كه به نظر من آرزانتين قهرمان است...

Posted by: آریو at June 13, 2006 10:27 PM

سلام. افندي ام از ولايت غربت و زياد نمي تونم فارسي بنويسم. در ضمن بازي را اس ام اسي دريافت شدç öو اينقدر حرص نخور بي خيال.

Posted by: pasha at June 13, 2006 11:22 PM

سلام.من رو يادتون مياد؟چه سايت خوشگلي دارين!
مال ما رو هم ببينيد...
http://www.jour4peace.com
در هفتاد و هشتمین سال تولد اسطوره (۱۴ ژوئن)
امتداد یک افسانه
مزدك علی نظری- برای واژه بازی، سوژه خوبی انتخاب نكرده‌ای جوانك سر به زیر. دارد كم كم صبح می‌شود و تو هنوز خطی ننوشته‌ای؛ كاغذ زیاد سیاه كرده‌ای اما دریغ از آنچه كه باید بنویسی. برای نوشتن از آن مرد باید به اتاقی دربسته پناه برد تا كسی خیره شدن‌های طولانی‌ات را در پیچ و تاب دود سیگار نبیند؛ سریدن اشك از گوشه چشم‌ها را، خلسه نوشتن و هی نوشتن و خالی نشدن را، این حال كلافه و احوال آشفته را...

Posted by: mazdak at June 15, 2006 08:04 AM

خاله سپینود عزیز
فوتبال برزیل برای من همیشه هیجان‌انگیز و زیبا بوده، فوتبالی که در آن می‌توان حس و دانش را، بی آن‌که سرسوزنی تفکیک بتوان بین آن‌ها قایل شد، توامان دید. خیلی منتظر بازی برزیل بودم و با هیجان منتظر بودم. اما وقتی بازی را دیدم دیدم که نه هیچ از این حرف‌ها خبری نیست. نه تنها در این بازی که در اکثر بازی‌ها خبری از فوتبال آنچنانی نبود. فکر می‌کنم یکی از دلایلش این باشد که این جام جهانی یک پایان بود، پایان حضور علی دایی‌ها در اکثر تیم‌ها. چهار سال فوتبال جلو می‌افتاد اگر این علی دایی‌ها یکی دو سال قبل با افتخار خداحافظی می‌کردند(زیدان هم که خداحافظی نکرد) کاری که فوتبالیست‌های قبلی می‌کردند. نکردند و این شد که یک جام جهانی را ضایع کردند و این‌که جام جهانی بعدی یک شروع خواهد بود شروع فوتبال کوچولوهایی که می‌خواهند بزرگی کنند. راستش من تا این‌جا از بازی کرواسی لذت بردم و از بازی‌ای که دیشب دیدم بین آلمان و لهستان.
باقی بقایت

Posted by: یونا at June 15, 2006 09:20 AM

سپینود دو روز با تیم ملی آشتی کن. هنوز چیزی نشده.

Posted by: hamed at June 15, 2006 11:38 AM

چه خوب شد امشب از نظر سنجي وبلاگم اومدم اينجا ببينم چه خبره . حالا نوشتن پرتغال و پرتقال ... واقعا انقدر مهم است ؟ در ضمن پرت...ال را با هر حرفي بنويسند من طرفدارش هستم و با همه ي وجودم لوئيس فيگو را تشويق مي كنم كه به اين ميرزاپور احمق گل بزنه.
1.ويوا آرژانتين
2.ويويا ايتاليا
3.ويوا پرت...ال
زنده باد گابريل باتيستوتا

Posted by: ساحل افتاده at June 15, 2006 08:22 PM