February 22, 2006

چهارشنبه, 3 اسفند 1384

هزارتو و سکوت

کریستال‌های صدادزد (داستان‌واره)


گفته بودند اگر و تنها اگر زلزله و آتش‌فشان با هم در نقطه‌ای روی مدار 17 درجه‌ی راس السرطان رخ بدهد، ممکن است این‌طور شود. و، روزی روزگاری چنین شد. دوازده سال پیش بود و تو هنوز به دنیا نیامده بودی. حیرت آدم‌ها بی‌سابقه بود، هنگامی که حنجره‌شان را از کار افتاده دیدند. ابتدا ترس بود و بی‌باوری. فکر می‌کردیم که این حالت خاصی است که همیشه‌گی هم نیست و هر شب به این امید می‌خوابیدیم که فردا صبح‌اش همه‌چیز سر جای اول باشد. این طور نشد. هیچ‌وقت نشد.
محققان و دانش‌مندان به آن‌ها کانی‌های صوت‌ربا می‌گفتند و مردم کوچه و خیابان، سنگ‌های صدادزد. روزهای اول که با کیفیت آن‌ها آشنا نبودند، ...(ادامه در هزارتو)


پ.ن. دل‌ام نمی‌آید بقیه‌ي مطالب هزارتو را نخوانید. من خودم هم دیگر مطالب را وقتی اول هر ماه، هزارتو به روز می‌شود، می‌خوانم. پس به تدریج که می‌خوانم‌شان آن‌هایی که دوست داشتم را لینک می‌دهم. ولی توصیه می‌کنم همه را یک‌جا نخوانید تا آخر ماه فرصت دارید که تورقی کنید!


سپینود | February 22, 2006 11:14 PM
Comments

چه خالیه اینجا. خیلی سکوته. انگار کریستالهای صدادزد اومدن!

Posted by: کلیدر at February 24, 2006 10:48 PM

ولي نميدونم وقتي صدا نباشه چطور ميشه شدت احساسات رو نشون داد .كلمه ها كافي نيستند .مثل الان كه من نميدونم با چه كلمه اي شدت حس خوبي رو كه داستانت يا داستانواره ات درمن ايجاد كرد توصيف كنم.خسته نباشي

Posted by: solmaz at March 8, 2006 11:57 AM

سلام مطالب شما بسيار عاليه در ضمن ميتوانيد با بنيانگذاران خانه عفاف هم تماسي داشته باشيد مهري وسهيلا 04114438830/فريده 04115540404/مليحه 09144100104/فرزانه 04112888318/مهسا 04113810073/طيبه 02122094149/ايتك 04115536819

Posted by: soheila elyaspoor at March 24, 2006 06:03 AM