May 12, 2005

پنجشنبه, 22 ارديبهشت 1384

اندر فواید تصمیمات جدیدالتاسیس(100٪ آنتی عربیسم!)

تصمیم گرفته‌ام که سراغ هیچ نظریه‌ی ادبی و حرف‌ سنگین و غیر قابل فهم و غیر حسی که نشانی از غریزه‌ نداشته باشد، نروم. که یک‌باره شاهد از غیب رسید؛

"...این‌جا از شما تمنایی دارم. کتاب‌ها و مقالاتی را که درباره‌ی اصول هنر یا نقد نوشته‌اند تا می‌‌‌‌توانید کم‌تر بخوانید. زیرا این نوشته‌ها یا نتیجه‌ی فکرهای محدود و جامدی است که از فرط افسردگی دور از ذوق هنرند، و یا عبارت‌پردازی‌های استادانه‌ای هستند.
یک روز عقیده‌ای در این نوشته‌ها قانون کلی می‌شود و روز دیگر عقیده‌ای مخالف آن. آثار هنر خلوتیانند و برای آشنایی با ایشان هیچ وسیله‌ای بدتر از نقد نیست. عشق است و بس که می‌تواند این آثار را دریابد، نگه‌دارد و درباره‌ی آن‌ها عادلانه حکم کند..."

(راینر ماریا ریلکه، چند نامه، ترجمه‌ی دکتر پرویز ناتل خانلری، نشر معین)

من هم خیلی اعتقاد به برخورد بی‌واسطه با یک اثر هنری دارم. برخورد خام و نو و انتزاعی که مستقیمن از حواس بربیاید.

یک تصمیم دیگر هم گرفته‌ام که همیشه می‌گیرم! خصوصن در اطراف و حوالی نمایشگاه کتاب، این‌که کتاب‌های ناخوانده را سریع‌تر بخوانم. حالا هم نیاز به یک انقلاب درونی دارم و یک حرکت...


سپینود | May 12, 2005 07:58 AM
Comments

طلوع خدايان. شب شعري در حمايت از آزادي و زندانيان سياسي. زمان و مكان: تا اطلاع ثانوي.

Posted by: Farda at May 12, 2005 09:02 AM

///لام دوست من ! يه چنتا كتاب هم ما داريم !‌ كم آوردي خبرم كن

Posted by: ديار at May 12, 2005 09:30 AM

سلام ...من هم معتقدم حركت جديدخيلي خوبه و مي تونه پر فايده باشه ...

Posted by: lale at May 12, 2005 02:56 PM

فقط فقط ماريا ريكله و ما اينه كه ايشون بعد از اينكه كلي از همين كتابها را خوانده و بعدا به اين نتيجه رسيده

مي دوني مثل سادگي مي مونه، هر سادگي يي زيبا نيست، معمولا سادگي هايي كه بعد از يك سري پيچيدگي ظهور مي كنند زيبا ترند .... بيلي وايلدر نمونه بارز اين قضيه است براي من

Posted by: همشهری کاوه at May 12, 2005 05:40 PM

راستي يه خبر خوش مخصوص شما: فيلمنامه "21 گرم" توسط مهدي مصطفوي چاپ شده و توسط نشر ني چاپ شده ....

Posted by: همشهری کاوه at May 12, 2005 05:41 PM

مي داني، در بر خورد با چيزي مثل اين، مثل يك اثر هنري، يك مخلوق، بايد چيزي سواي سواد داشت. يعني اگر تنها سواد را بخواهي بياوري وسط، چيزي كم مي شود، هماني كه تو كه نه ، ريلكه مي گويد عشق. اما با آن ديگر هم انگار نمي توان به تنهايي پيش رفت. و اگر محركي باشد حركت شكل مي گيرد. خيلي سريع و ساده. راستي، يادداشت هاي ريلكه را داري؟

Posted by: Loolivash at May 13, 2005 02:33 AM

من معتقدم به هر دو نياز هست . تا وقتي كه عشق بي واسطه به اثر هنري نباشه نظريه ها به كار نمياد و يا حداقل درك نميشه ، منظورم درك نابه . اما وقتي هم كه نظريه نباشه ، منطق اون عشق نا شناخته است . شك ندارم كه حس ناب همان عشق بي واسطه است اما علم ِ هنر هم هنر نيست ،‌ بلكه علم است . اين جمله رو از يه نفر شنيدم و نميدونم از كيه . شايد علم بودن ِ علم ِهنر هست كه مانع ناب بودنش ميشه . و يه بحث ديگه كه به نظر من اينجا پيش مياد اينه كه آيا ما احتياج داريم تا عشق بي واسطه مون جنبه منطقي پيدا كنه يا اون رو در حد يك حس ميپذيريم ؟ ممنون .

Posted by: saloomeh at May 13, 2005 01:09 PM