November 24, 2004

چهارشنبه, 4 آذر 1383

میان نویس فوری!

این یک پیام فوری است!

نگوئید که دیر گفتم. چند روزی گرفتار بودم. اما آمدم تا بگویم اگر حتا یک نفر از کسانی که این جا را می خوانند این تومار را امضا نکرده اند سریع تر این کار را انجام دهند. نه برای حرف من. برای سال ها زندگی در این آب و خاک و سرکردن با خوبی ها و بدی هایش و تحمل آدم هایش و عشق ورزیدن به رسم و سنت هایش و تنفس هوای آلوده و برای شاعران پراحساسش و موسیقی دل انگیزش و کویر خشک و برهوت و بلندای قله ی دماوند.

و برای آرش، آرش که جان اش را بر کمان اش سوار کرد تا تمام این سرزمین را درنوردد.

سپینود | November 24, 2004 08:00 AM
Comments

اينقدر با احساس گفتي كه دلم لرزيد.راستي چه اعجازي ميكنند اين اسيران در بند قلم

Posted by: juddy at November 24, 2004 08:51 AM

سلام..من بار اول بود ميومدم اينجا ولي خيلي كيف كردم...لينك شما رو هم گذاشتم...شما هم اگه خواستي...

Posted by: كرم دندون at November 24, 2004 11:24 AM

درود اميد كه خوب باشيد/ من ديشب امضاء كردم و براي بقيه هم فرستادم واقعا مسخره است خليج عرب!!! خيلي ...

Posted by: sora at November 24, 2004 12:39 PM

منم امضا کردم. امیدوارم موفق باشی.

Posted by: ف ل ش at November 24, 2004 03:45 PM

خب كار ما رسيده به اينجا. زبانمون رفت فرهنگمون رفت و حالا... ممنون كه لينك اين تومار رو گذاشتي.

Posted by: vahid at November 24, 2004 05:02 PM

:)

Posted by: Ahoo at November 24, 2004 07:04 PM

از قادسيه و نهاوند ... تا امروز . خيلي جالبه برام سپينود اينكه ميان به سرزمين ات تجاوز مي كنند بعد مردم ات ميرن واسه رهبران متجاوز ها گريه مي كنن .نذري مي دن همين خود تو .بعد مي رن تومار امضا مي كنن مي دوني ما آخر عدم قطعيت هستيم . آخر پست مدرنيسم!! .

Posted by: mohsen at November 24, 2004 11:13 PM

راستي اينجا براي از دست دادن ديگر چيزي هم مانده است؟ ! كجا مي رويم؟ .... دلخوش باشيد.

Posted by: رويا at November 25, 2004 12:59 PM