August 30, 2004

دوشنبه, 9 شهريور 1383

سَحَر شده

می‌خواستم بنویسم از علی. از این داستان و مرد اثیری‌اش٬ از اتاقی از آن خود٬ و از حس بی‌خوابی که گریبانم را گرفته٬ که خبر آوردند:

منیرو از سفر آمده٬ پس کولی‌ها این پنج‌شنبه٬ نشر ثالث٬ ساعت ۳ بعد از ظهر

و از آن‌همه حرف این‌که٬ دوست داشتید این‌جا را سر بزنید. دیگر فکر کنم تکلیف نوشته‌های شخصی‌ام روشن شد.

سپینود | August 30, 2004 07:23 AM
Comments

آمدم بگويم آقاي ميم را خواندم.چند بار هم خواندم تا مطمئن شوم كه آقاي ميم است.تا 3شنبه....

Posted by: amir at August 30, 2004 06:48 PM

فقط خواستم اعلام مخلصيت كنم خدمت استاد ... به خدا زمين خوردتيم ... به جان بچه هام راست مي گم

Posted by: زن آبی at August 30, 2004 11:58 PM

بذار ببينيم اينها را بخونم ببينم جريانشون چيه... بلكه تكليف ما هم مشخص شد.

Posted by: mehdi at August 31, 2004 01:49 AM

دختر پادشاه!! انگار بايد به قوچعلي( كبوتر) بله را بگويي وگرنه خوابت را پس نمي دهد.

Posted by: mahzadeh at August 31, 2004 12:50 PM

چه جورم !!!

Posted by: at August 31, 2004 06:01 PM

سلام سپينود عزيز وبلاگت فوق العاده زيباس با داستانهاي زيبا خوشحال ميشم به منم سر بزني و منو تنها نذاري

Posted by: مسعود at September 1, 2004 07:47 AM

سلام. چطوري با تبادل لينك؟

Posted by: مظاهرشهامت at September 2, 2004 05:35 AM

سلام علكم . با سلام ...

Posted by: yekallepook at September 2, 2004 04:29 PM

سلام. خیلی ممنون بابت نقد زیبایی که نوشتی. واقعا ممنون. قوشمه یه ساز خراسانیه شبیه نی اما یک سرش گشادتره. توی آلبوم شب، سکوت، کویر شجریان از این ساز استفاده شده. بازم ممنون. به امید دیدار.

Posted by: وحید at September 3, 2004 07:16 PM

سلام
هميشه بيدار باش . من نوشته هايت را دوست دارم و هميشه ميايم

Posted by: ali kermani at September 4, 2004 07:04 AM

شما به لینک بدی هم لطف کردی هم افتخار دادی

Posted by: زن آبی at September 4, 2004 11:21 PM