يک اصطلاح فرنگی است به نام nervous breakdown يک چيزی مثل پاشيدهگی روانی و يا يک همچين چيزی. حالا ربطاش: هيچکس نمیداند ديگری در زندگی چه غمها و چه مشکلاتی دارد. ما زندگی میکنيم درست٬ و برای خودمان هم زندگی میکنيم اين هم درست٬ اما ما با مردم زندگی میکنيم و بودنشان را نمیتوانيم چشم بپوشيم. القصه هفتهی پيش در آستانهی همان عبارت خارجکی بودم که مهمان عزيزی شدم. عزيزی که صفا و وفایاش مثال زدنی است. اين سالها هروقت به سفری چيزی میروم ياد اين حرف علی نصيريان در فيلم آقای هالو (با همان لهجهی ساده و احمقانه) میافتم "سفر چيز خوبی است. آدم را پخته میکند! "و من پخته شدم. نه از گرمای مهلک تابستان که ديگر امانم را بريده و با حسرت مرا ياد قرمزی نوک بينیام در سوز زمستان میاندازد٬ از چيزهايی که ياد گرفتم. از همسفرانم از ميزبانم و از بچهها. بچهها که با پاکی و سادگیشان هيچ چيزی را مشکل نمیکنند و در همهی شرايط خوش هستند. حالا که برگشتم حرکت میخواهم. بهقول هامون "يه اينوری٬ يه اونوری يه تکون٬... "و ديگر اينکه يک سبکی و سيالی عجيبی دارم مثل روحی که از بدن جدا شود. انگار دعوت شده ام تا با مردههای گورستان برقصيم و پاهايمان روی زمين نباشد. انگار که نوای دلنشينی پهن شده باشد در يک صحرا . منتظرم. منتظرم که شب و سکوتاش برسد تا کلمهها را بپاشم روی کاغذ.
اينها را گفتم فقط برای اينکه گفته باشم.
سلام...به من هم خوش گذشت ...به نوعي من هم مي خواهم يه اين وري يا اونوري و يع تكون ...البته اگر آقاي دومات بگذارد با اين هي مدام دوبيت رفتنش! مي فهمي كه دختر ؟
سلام...به من هم خوش گذشت ...به نوعي من هم مي خواهم يه اين وري يا اونوري و يه تكون ...البته اگر آقاي دومات بگذارد با اين هي مدام دوبيت رفتنش! مي فهمي كه دختر ؟
اين يه اتفاق فوق العاده اس . موفق باشي.
اين كه خيلي عالي ست.
سلام سپينود عزيز و سفرتان خوش باشد كه گويا بوده خوشحالم كه خستگي ها را به در كرديد و اميدوارم مثل هميشه پر توان ادامه دهيد
سلام . موفق باشيد .
سلام . خوب هستی. وب لاگ قشنگی داری. امیدوارم موفق باشی...
علیک سلام به دوستان مودبی که سلام کردند!
خيلي جالبه كه يه غريبه مثل من از لذت شماها واقعا خوشحال بشه نه؟؟؟
من واقعا لذت مي برم اين صميميت ها رو مي بينم .
غير از خودت خيليهاي ديگه منتظرن تا شب شه تا تو بنويسي!
سلام سپينود جان خوبي؟؟؟ گفتم كه گفته باشم.
راستي زن آبي مي گفت تو يادش آوردي چي مي خواسته بشه؟؟؟ مي شه ياد منم بياري؟؟؟ اوووووه. الان توي وبلاگ اون عزيزم. مي بينم كه برگشتم به همون خونه اي كه از اونجا اومده بودم اينجا!!!! به به . من عاشق روابط دوستانه ام هستم و با اينكه در دنياي مثلا واقعي ام فقط يكي دو تا نه نه سه تا دوست دارم (شواليه . باتي و خواهر كوچولوم) ولي دوستي هام برام خيلي با ارزشند. و در اين دنياي مجازي هم يه چند تا دوست دارم كه گاهي چت و حال و احوال با اين دوستان نديده كه از شانس خوب من خيلي مهربانند. مثل كيان كه مشاور خانواده شده برام يا اون دوست اون ور دنيايي كه مي آيد براي خندان من و خيلي با مزه است. حالا مي خوام اين دوستان رو بيشتر كنم. و خوشحالم كه به وبلاگت رسيدم در اين سفر مجازي كه خيلي هم خنك است چون با كولر نوازشم مي كند. اين سفر رو به خاطر مي سپارم.
نوشي كجاست؟؟؟
با اينكه يه تازه واردم ولي از وبلاگت خوشم اومده! نوشته قبليت خصوصا خوب بود و هيجان انگيز. با اينكه يه تازه واردم ولي بهت لينك دادم!
حالا از پس گرماي شمال و ان هواي شرجي برگشتهاي وچراغ به دست شب توي گورستان دنبال واژه مي گردي .... واژه واژه ..كه بايد بريزيم توي داستانمان تا خواندني شود مثل رنگهايي كه توي دربند مي ريزند روي آلو كوهي ها ....
سلام
با عرض ادب و احترام خدمت دوستان . اينجانب بسيار با سفر موافق هستم .
سفر تجربه انسانها را افزايش مي دهد .
اميدوارم كه دوستان بنده را با اين سايت بيشتر آشنا كنند .
موفق و پيروز باشيد .
مهدي
ايران - مازندران - قائمشهر