رسم صبحانه خوردن حين روزنامه خواندن يا روزنامه خواندن حين صبحانه خوردن! (بستگي به اين دارد كه كداميك را جدي بگيريد) ميان مردم بريتانيا رواج بسياري دارد. روزنامههاي محلي آنجا طرفداران بسياري دارند. هنوز هم اخبار محلي يا كاوشها و تحقيقات و يا سياست و انتخابات محلي و حوادث و خيلي اخبار ديگر كه تنها منحصر به انگلستان نيستند از ابتداي روز از طريق روزنامهها دريافت ميشوند.
عزيزي ميگفت تفاوت ما با بقيه دنيا در خواندن روزنامه شايد اين باشد كه از صفحه اول تا آخر يا بقولي ب بسماله تا تاي تمت آن را از بر ميشويم گاهي بدون آنكه از آن سر دربياوريم يا در محدودهي تخصصمان باشد. اينجور مي شود كه هيچكدام از معلوماتمان دروني نميشود. اگر در تاكسي نشسته باشيم و كسي جيزي بگويد هم آن را به مجموعهي دانشمان اضافه ميكنيم. و هنگام بيرون دادن اين دادهها نيز چنين عمل ميكنيم. هنگام سخن گفتن يا نوشتن يا اظهار نظر. همه شاعر و نويسنده و عالم و منتقد و سياست مدار هستيم بيآنكه آگاهي و علمش را داشته باشيم. بيآنكه حساسيتهاي ويژهاش را داشته باشيم.
قبوله...اما من خودم با اخبار و اظهار نظر زياد ميونه خوبي ندارم...
وبلاگ جالبي داري، اجازه هست كه بهش لينك بديم :)
آن كس كه نداند و نداند كه نداند !
نه دقيقا . در ايران يا مي خونند و هيچ كه اغلب هم حوادث و سياسيه ...فرهنگ و هنر طرفدار چنداني نداره ( طرفداران حرفه اي سراغ خواندني هاي حرفهاي يا جمع حرفه اي ميرن ). يا اصلا نميخوانند . و مثلا من نوعي كه به مثلا 70 % از نوشته ها توجه نشان ميدم رو بي كار تلقي ميكنن.
سپينود جان اميدوارم قهر نباشي.
اگر نيستي بيا داستانم رو بخون و نقدش كن لطفا.
در ضمن بنويس وضعيت غروب سه شنبه ها اين هفته به چه صورته.
بعدش هم حالا كه حسين نيست بايد جمعه ها ... و تفريحمون تعطيل بشه؟
صباي خوشگلم چطوره؟
بهش بگو يه چيز صورتي براش گرفته ام .
تقصير خودته كه ما دختر نداريم مجبوري تقسيمش كني.
اطلاعات ما بيشتر به درد حل جدول مي خوره و بس و تخصص رو فراموش كرديم وفقط مي خوايم مثل ضبط صوت عمل كنيم ...به دليل علاقه زيادي كه به بلاگت دارم در لينكدونيم قرارت دادم...روزبه
نه! آن ها كه اهل خواندن هستند جدي مي خوانند فقط جماعتي روشنفكر نما كه دنبال دك و پوز هستند- مطلب را بي جويدن قورت مي دهند. و دركل اين تعداد كمند. مگر تيراژ روزنامه ها را نمي داني؟ از طرفي پر طرفدارترين قسمت روزنامه ها هم صفحه حوادث است! يعني مابقي هيچ. از طرفي نفس روزنامه يعني به سطح آوردن معنا و ساده گويي و زود فهمي. حتي در مكاتب ژورناليسم همان ينگه دنيا هم به اين تاكيد دارند. عميق شدن جايش كمي در مجله و بيشتر در كتاب است.
راستي چرا خطي از شما بر لانه جغد نيست؟
مادر عروس كه من باشم : اي بابا من كه خودمو بازنشسته كرده ام!
ببينم اگه يه آدم بخواد سطح فكرش بالا بره، حتما بايد اين روزنامه ها رو بخونه و از سياست هم سر دربياره؟ مثلا اگه يه نفر ندونه كه مثلا آقاي لاريجاني چه پستي دارن، خيلي ناجوره؟ من كه نتونستم تا حالا با خودم به نتيجه برسم كه بايد اين روزنامه ها رو بخونم يا نه.
سلام
جالبترش اينه كه همه ميگن مردم مقصرن.. مردم كيه؟
سپينود جان يک ميل زدم برات ميشه چک کني؟
ولي روزنامه براي شيشه پاك كردن حرف نداره. محشره. يادش بخير ...
ولي روزنامه براي شيشه پاك كردن حرف نداره. محشره. يادش بخير ...
آمدم بهتان بگم من فردا میام که حتما بیاین ! منور فرمودم ! با سلام ...
فکر کنم دوست شما ای کیوهای بکر زیاد دیده ! باید فردی با قابلیت های بنده را به ایشان معرفی کنید ! البته بزارین ببینم ، نه فعلا وقت ندارم ! خیلی ای لاو یو ! با سلام ...
اسپينود خيال نمي كني تشبيه بريتانيا اين كشور باستاني زياد هم جور در نمياد به هزار و يك دليل.... ماجرا همونيه كه يكي ميگفت من چه جوري بايد از ديد يه آدمه ديگه بنويسم و جواب روشن اينكه خوب بخون - خوب نيگاه كن و خوب درك كن و بجا استفاده كن - مگر ميانگين مطالعه توي اين كشور چقدره كه حالا بخواهيم همون خوندن بي در و پيكر هم بهش ايراد بگيريم ؟ - من به بعضي ها ميگم نه تنها تمام خطوط روزنامه بلكه تابلوهاي خيابون و هر چي ميبيني رو بايد بخوني - اينطور خوندن برا يه نويسنده يا شاعر يا هر هنرمندي كنار خوندنهاي حرفه اي معجوني ميسازه كه بايد باشيم . يه هنر مند بايد خوب چشمهاش رو باز كنه تو محيط باشه و از برج عاج نشين فاصله بگيره- نگران نهادينه شدن و اين داستانها نباش آدمي كه براي نمايش اطلاعات حرف ميزنه بعد از چند بار قي كردن داده ها اينور و اونور خودش ميفهمه بايد از اين جمع آوري چطور استفاده كنه تو اين روزگار حتي بودن آدمهائي كه به بهانه ي اثبات ميخونند لازمه .....حرفه اي تر كه شد و نگاهش شكل گرفت ياد ميگيره خطي مطالعه كنه و ديگه چشمهاش اون چيزهائي رو ميبينه كه بايد- مهم اينه كه بدونيم از اينهمه خوندن - ديدن و شنيدن چي بسازيم و كجا ( يعني بجا ) ازش استفاده كنيم. اگر ميخواهي اثر كاملي داشته باشي بايد ديدت كامل بشه و اين جز خوندن و ديدن بدست نمياد هر قدر هم تصور و تخيل سيال و سه بعدي و چند بعدي داشته باشي و يا تعليم تكنيك ببيني ... همون بحث توليد باور يا محتوي در برابر نهادينه كردن باور بوسيله ي تكنيك و ابزار يا فرمه - توليد باور با يد از راه خودش و حتي از آبكند هاي بي در و پيكر ساخته بشه... تو جامعه اي كه تفاوت شديد فرهنگي داريم حتي تو خود همين تهران بين اونكه جنوبه و اونكه شماله جندين درجه اختلاف فرهنگ به هر دليل هست بايد براي رسيدن به مقصد از تمام پله هاي موجود استفاده كرد يعني راهي غير از اين نيست ...زياد هم مهم نيست فارسي بخوني يا فارسي بنويسي الان كه درصد زيادي زبان روزمره و حتي اديبانه ي ما غرب زده يا عربزده هست به نظر من بايد با زبون همين امروز هم گفت تا با توده و مردم ارتباط تنگاتنگ بر قرار كرد ( مگر به ضرورت كار ) زياده فارسي نويسي ميشه همون داستان زباني دكتر كزازي .... خيلي شد - عزت زياد.
گفتني ها رو همه گفتن .فقط اومدم سلامي عرض كنم .در ضمن ببخشيد كه اين مدت اينجا بهت سر نزدم .خودت ميدوني كه نميشه يا نميتونم يا سخته يا گيره .......حالا هر چي .....
گفتني ها رو همه گفتن .فقط اومدم سلامي عرض كنم......................
سلام اي شب معصوم.........
همه گفتن دو كلمه هم من اضافه كنم ! تازه بعدش ميشيم آدمهايي كه اطلاعات جابجا ميكنيم يا آگاهي ، بعد هم كمكمك ميشيم ... و اينجوري كار دست خودمون ميديم و خلاقيتمون زير هاله اي از دانسته هامون خاك ميخوره و بعد ... بسه بذار بقيه بازي رو يكي ديگه پيش ببره ! راستي با همه اين حرفها اينكه آدم همه فن حريف باشه خيلي كيف داره ! كاش يه ذره ميشد منم كيف كنم !